در گذري به جامعه امروزمان و با رجوع به خاطرات پيشينيانمان در مييابيم كه گرچه پارهاي از جوانان گرايشات مذهبي قويتري دارند وپارهاي ديگر كمتر، گروهي از امكانات مالي خوبي برخوردارند و گروهي ديگر در فقر بار ميآيند، اما ميتوان گفت همگي از يگ ويژگي ذاتي برخوردارند و آن نشاط، هيجان و طراوت دوران جواني است.
طراوت و نشاط دوران جواني بستري است براي پذيرش و اقبال به سخنان صواب يا ناصواب، جوشش و خروش عليه ناملايمات يا كفر و پشتپا زدن به حقايق، همچون حركت بر لبه پرتگاهي كه يك طرف آن امن و آسايش است و سوي ديگر سقوط و هلاكت و سختي اين گذرگاه است كه اهميت توجه و دقت خاص به اين خصلت جواني را بيش از پيش گوشزد ميكند. توجهي كه چنانچه از پايگاهي ديني و با رويكردهايي ارزشي متناسب يا اين ويژگي جوانان برخيزد ميتواند منشا تحولاتي شگرف باشد.
اردوهاي فصل رويش با همين نگاه برنامه ريزي و به مرحله اجرا در آمد.